حقيقت
بیائید صداقت داشته باشیم 
قالب وبلاگ
گول دنيا را مخور ....

ماهيان شهر ما از کوسه هم وحشي ترند

بره هاي اين حوالي گرگها را ميدرند

سايه از سايه هراسان در ميان کوچه ها

زنده ها هم آبروي مرده ها را ميبرند .!!! .


واقعا چه دنیای وحشتناکی شده

[ شنبه سیزدهم مهر 1392 ] [ 11:7 ] [ آشنا ]

 

 خواهر زن: کسی که خواهرش را می زند !
 عطسه: راس ساعت سه !
 سرباز: بی حجاب !
 بی ناموس: موشی که از قدرت بینایی بالایی برخوردار است !
 سیتوپلاسم: (بندری) به خاطر تو پلاس وعلافم آنکارا: منظور آن کارهای بد است !
عرض اندام: پهنای شکم را گویند
Histogram: شما (دوست) گرامی، خفه شو سوگند: خیلی افتضاح !
 باقرخان: (با + قر + خوان) خواننده ای که در هنگام خواندن، قر می دهد !
 Injury: این جوری ! Eminem: به لهجه اصفهانی، امین هستم
 کدخدا: کسی که به برنامه اتوکد، تسلط دارد !
مورچه خوار: خواهر مورچه، فحشی که موریانه ها به هم می دهند !
 کالسکه: (کال اس + که) هنگامی که یک اصفهانی، یک میوه کال می خورد !
 سوغاتی: بسیار عصبانی !
سیمین: نیم ساعت !
علامه مجلسی: درشت و رسیده !
فیله گوساله: فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها !
[ سه شنبه نهم مهر 1392 ] [ 15:40 ] [ آشنا ]
دلشوره سراسر وجودم را فرا میگیرد. گله و شکایت تکراری نمی کنم از بی حیایی ای که روز به روز بیشتر میشود در این شهر، ناله نمی کنم از غیرت های بر باد رفته ، هر چند می دانم وای به حالمان است از کنار گذاشتن "امر به معرف و و نهی از منکر" ؛ با این توجیه که ؛ «خدا باور کن که کار از کار گذشته!»

دلشوره ام از بابت عقب افتادن از گروه مدهای روز به روز و تیپ های ساعت به ساعت و زیبایی های لحظه ای نیست. ناراحت نمی شوم از بابت دیدن هم جنس هایی که در ظاهر زیبایی شان یک سر و گردن که چه عرض کنم، از زمین تا اسمان فرق است بین ما و آنها ـ البته در ظاهر ـ ! که همه ما بانوان چادر به سر و محجبه به این باور قلبی رسیده ایم که حجاب مان در چشم غریبه ها آزار دهنده و شاید نازیباست! که البته جدای از آرامشی که به ما می دهد، قدرت دارد که اجازه نزدیک شدن چشم های هرزه را به ما ـ فرشته های زمینی!! ـ نمی دهد! که فرشته باید پاک باشد از بازی نگاه شیطان!

دلشوره دارم. دلشوره از فضای مجازی ای که میدان جنگ شده! جنگی ناعادلانه و نابرابر! جنگی بی قانون....بی قانون جنگل حتی! دلشوره از بابت تصاویری که حمله می کنند به ایمان مومنان! تصاویری که به غارت می برند حیا را و رواج می دهند لذت های شیطانی را...

دلشوره دارم از بابت دنیا....از وسوسه های لذت بخش و گناه های شیرین و....وای به روزی که ایمانمان ضعیف شود

دلشوره دارم برای نیمه ی دیگر زندگی ام. برای کسی که ایمانم را کامل کرد. برای همسرم. همسری پاک دامن،مومن و معتقد. اما به حکم غریزه زنانه ای که دارم...دلشوره دارم! دلشوره از بابت شیطان هایی که صبح تا شب در خیان های شهر کارشان خرید نگاه است. شیطان هایی که کارشان را خوب بلدند. فرقی نمی کند درجه ایمانت چقدر باشد، جلویت رژه می روند...ناز میکنند... پشت چشم نازک می کنند...بی مقدمه حرف می زنند و....و این جاست که تو(مرد مومن و با ایمان) فقط و فقط باید دست به دامان خدا ببری. اصلا در مبارزه با این همه شیطان هایی که صبح تا شب وظیفه شان تحریک تو و سقوطت به درون آتش است، چه کسی غیر از خدای احد و واحد می تواند نجات دهنده باشد؟

دلشوره دارم از بابت ساعت هایی که به اجبار شغل مردانه ات باید در فضای مجازی باشی. در جنگل بی قانون. بی قانون حیا. بی قانون غیرت. بی قانون حریم شخصی! که تف بر این حریم شخصی که «ورود آزاد» است و حریم شیطان! حریم شیطانی که اگر خودت هم نخواهی به رویت باز می شود و دعوتت می کند برای یک نگاه....!

دلشوره دارم و به حکم همین دلشوره است که دعا می کنم...

دعا برای با تقوا تر شدنت...

دعا برای محکم شدن دژهای الهی مقابل چشمانت...

دعا برای قوی تر شدن ایمانت...

دلشوره دارم وبه حکم همین دلشوره است که دعای روز و شبم می شود :

« اللهم عجّل لِوَلیکَ الفرج»

****

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط ذکری دارند برای رهایی از نگاه به نامحرم ؛ « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه» ایشان در تفسیر این ذکر می گویند : «چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید...»

[ دوشنبه هشتم مهر 1392 ] [ 7:48 ] [ آشنا ]
مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری بیماری زخم معده داشتند که احتیاج به عمل جراحی داشت، از طرفی ایشان سالخورده و از لحاظ جسمی ناتوان بودند و تحمل جراحی بدون بی هوشی نیز ممکن نبود.
 
پیش از آن که عمل جراحی آغاز شود، ایشان اجازه بی هوش کردن را به پزشکان معالج ندادند  [ چون به نظر ایشان در صورت بی هوشی، تقلید مقلدینشان دچار اشکال می شد] از این رو به پزشک معالج فرمودند:
« هرگاه من مشغول قرائت سوره ی مبارکه ی انعام شدم، شما مشغول عمل شوید من توجه ام به قرآن است و در این صورت هیچ مشکلی پیش نمی آید. [ایشان آن چنان به قرآن توجه پیدا می کردند که احساس درد نمی کردند.] همان طور هم شد و با تمام شدن عمل جراحی، قرائت سوره مبارکه انعام نیز به پایان رسید!

[ مردان علم درمیدان عمل ج 4 ص 188ــ 189]
[ یکشنبه هفتم مهر 1392 ] [ 16:16 ] [ آشنا ]
افسران - پیام سرلشکر قاسم سلیمانی به ارتش آمریکا
[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 11:15 ] [ آشنا ]
افسران - آرزوی دشمن، خراب کردن حیثیت دینی جامعه ی ماست!
[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 11:11 ] [ آشنا ]
photo.jpg

[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 11:6 ] [ آشنا ]

يادمان باشد هر زباله اي  که‌ زمين مي اندازيم ،


قامت يک نفر را خم ميکند.


پس خودتون قضاوت کنيد...

[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 20:57 ] [ آشنا ]
 در سال های اول انقلاب این شعار را روی دیوارهای شهر بسیار میدیدیم که "بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مرد است". با این حال حتی اگر بدحجابی زنان از بی عفتی خود آنان باشد، باز هم این نشان از بی غیرتی مرد هم می باشد زيرا زن جزء، شرف مرد به حساب می آيد.

غيرت در لغت و اصطلاح اخلاقی عبارت است از حالت دگرگوني نفساني يک مرد از اينکه ببيند يا متوجه شود که نواميس خانوادگي او مثل مادر، خواهر، همسر و دختر او يا حتی نوانيس ديگران در معرض بهره وري حرام قرار گيرد.

وقتي از مردي كه همسر بد حجاب دارد پرسيده مي شود كه چرا اين نكته را به همسرش تذكر نمي دهد؟ اعلام مي كند كه اين مساله به خود زن بستگي دارد و نمي توان او را مجبور به اين كار كرد .در نقطه مقابل وقتي از زنان بد حجاب سئوال مي شود كه چرا حجابت را رعايت نمي كني؟ مي گوييد؛ همسرم راضي به این امر است در صورتي كه حجاب جزء واجبات است نه جزء حقوق زن و مرد نسبت به يكديگر كه با رضايت همسر، زن بتواند بد حجاب در محافل عمومي ظاهر شود.

در اسلام غیرت بسیار مورد توجه قرار گرفته است . غیرت مرد هم باید شامل عرض و ناموس باشد و هم مال خود و همچنین موارد دیگر. مسلم است که یکی از مهم ترین موارد اساسی یک مرد، داشتن غیرت نسبت به حفظ حریم خانوادگی و عفت در خانواد ه هاست .

یک مرد باید در مورد رفت و آمدهای نوامیس خود و اهل و عیال خود در جامعه یا استفاده از پوشش نامناسب در جامعه نهایت دقت نظر را به خرج دهد و موارد منافی عفت را از خانواده خود دور کند.

شاید مهمترین مساله ای که امروزه در جامعه ما از بعضی خانواده ها دیده می شود این است که بعضی آقایان با نوامیس شان که ظاهر و پوشش نامناسبی دارند در کوچه و بازار و در مکانهای مختلف از جمله پارکها ، تفریح گاهها و رستورانها و مکانهای متعدد دیگر، آمد و شد دارند ولی نسبت به پوشش و رفتار اهل و عیال و نوامیس خود کاملا بی تفاوت هستند، زيرا نگاههايشان دنبال نواميس مردم است و نگاه هاي مردان ديگر هم به دنبال نواميس آنها. تا به حال يك خانم بد حجاب پيش خودش فكر كرده كه چرا همسرش از بد حجابي او راضي است و چرا دلش نمي خواهد كه زيبايي همسرش فقط براي خودش باشد و او را براي همه مي خواهد؟ طبیعتا انسان همواره چيزهاي ارزشمند و قيمتي را براي خودش مي خواهد و در مقابل چيزهايي كه از نگاه او ارزش ندارند را برای استفاده دیگران به اشتراک می گذارد.

متاسفانه مردان عدم اعتراض نسبت به پوشش وظاهر نواميس خود، آزادي را توجيه بي غيرتي خود مي دانند.

حضرت ابراهیم(علیه السلام) به داشتن خصلت غیرت ـ به ویژه غیرت ناموسی ـ معروف بود در یکی از سفرها، بر اثر آلودگی محیط، همسرش را در میان صندوقی سرپوشیده نهاده بود، در مرز ایالت مصر، مأمور از او پرسید در میان این صندوق چیست؟ ابراهیم پاسخ هایی داد و سرانجام فرمود: در میان این صندوق همسر من قرار دارد. مأمور پرسید: چرا او را در میان صندوق نهاده ای؟ ابراهیم گفت: غیرتم نسبت به ناموسم چنین اقتضاء کرد تا چشم ناپاکی به او نیفتد.


پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:

 هر مردی که همسرش با آرایش (بدحجاب) از خانه بیرون رود، بی غیرت است؛ و هرکس او را بی غیرت بخواند، گناهی نکرده است!

عصر خلافت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) بود، به آن حضرت گزارش رسید که در مسیر راه ها بعضی از مردان و زنان رعایت حریم عفت را نمی کنند، بسیار ناراحت شد. مردم کوفه را جمع کرد، در ضمن سخنرانی به آنها فرمود: «نبّئت انّ نسائکم یدافعن الرّجال فی الطّریق، اما تستحیون؟ لعن اللّه من لایغار؛ به من خبر رسیده که زنان شما در مسیر راه ها به مردان تنه می زنند، آیا حیاء نمی کنید، خداوند لعنت کند کسی را که غیرت نمی ورزد.

وصیت شهید سعید زقاقی به مادرش:

 مادرم، زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن، زمان تشییع و تدفین من هم گریه نکن، فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش کنند و زنان ما عفت را. وقتی جامعه ما را بی‌غیرتی و بی‌حجابی فرا گرفت گریه کن که اسلام در خطر است.

پيش از ورود اسلام به ايران زنان به حجاب ايمان داشتند.

 هنگامی که خشایار شاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان«ملکه ایران» را از دست داد.

"ویل دورانت" نویسنده و تاریخ نگار مشهور آمریکایی می نویسد: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد».

قسمتي از نامه چارلي چاپلين به دخترش:

 دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر رادر این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست.به گمان من، تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.
[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 10:10 ] [ آشنا ]
پنج درس آموزنده و ارزشمند
‏1. مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است :

روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤ ال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى فرمائى ؟

حضرد در جواب فرمود: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى نمايم :

مى دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است ، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى گردد.

مى دانم داراى وظائف و مسئوليّت هائى هستم ، كه غير از خودم كسى توان انجام آن ها را ندارد.

مى دانم مرا مرگ در مى يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى ربايد؛ پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم .

و مى دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم .(631)
 

2. در روايات متعدّدى وارد شده است :

هرگاه كه امام جعفر صادق عليه السلام در باغستان و مزرعه ، بيل در دست داشته و مشغول كشاورزى و كارگرى مى بود؛ و اصحاب و دوستان ، حضرت را با آن حالت مشاهده مى كردند، عرضه مى داشتند: ياابن رسول اللّه ! چرا در اين موقعيت خود را به زحمت انداخته ايد؟!

اجازه فرمائيد تا ما كمك كنيم و شما استراحت نمائيد؟

حضرت در جواب مى فرمود: مرا به حال خود وا گذاريد، من علاقه مندم كه خداوند مرا در حالتى مشاهده نمايد كه با دست خود زحمت مى كشم و كار مى كنم و جسم خود را براى بدست آوردن روزى حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام .(2)
 

3. بعضى از بزرگان همانند مرحوم إ ربلى حكايت كرده اند:

روزى مگسى بر صورت منصور دوانيقى نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت ، مگس بار ديگر برگشت و بر همان جاى اوّل نشست و باز منصور آن را دور كرد.

و اين كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال ، امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد.

منصور گفت : ياابن رسول اللّه ! خداوند متعال براى چه مگس را آفريده است ؟

حضرت در پاسخ فرمود: براى آن كه به وسيله آن ، جبّاران را ذليل و متواضع گرداند.(3)
 

4. مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند خود آورده است :

شخصى نزد امام جعفر صادق عليه السلام حضور يافت ؛ و عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! پدرم پير و ضعيف گشته است به طورى كه همانند بچّه كوچك بايد در خدمت او باشم ؛ و نيز او را براى قضاء حاجت بغل مى كنم .

حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشى بايد اين كار را ادامه دهى ؛ و نيز بايد با كمال ملاطفت و مهربانى برايش لقمه بگيرى و دهانش بگذارى .

و انجام اين امور فرداى قيامت ، راه ورود به بهشت را برايت آسان مى گرداند.(4)
 

5. صفوان جمّال حكاين كند:

روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه فرمود: اى صفوان ! آيا تعداد سفيران و پيامبرانى را كه خداوند متعال براى هدايت بندگان ؛ مبعوث گردانيده است ، مى دانى ؟

عرض كردم : خير، نمى دانم .

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر انگيخت و به همان تعداد نيز وصىّ و جانشين منصوب و معرّفى كرده ، كه تمامى آن ها اهل صدق حديث و اداى امانت و زاهد در امور دنيا بوده اند.

سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال پيغمبرى بهتر و با فضيلت تر از حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله نفرستاد.
و نيز جانشينى بهتر و با فضيلت تر از جانشين آن بزرگوار يعنى ؛ حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام معرّفى نكرده است .(5)

1- مستدرك الوسائل : ج 12، ص 172، ح 15.
2- كافى : ج 5، ص 76، بحارالا نوار: ج 47، ص 57، وافى : ج 17، ص 30 و 36.
3- كشف الغمّة : ج 2، ص 373.
4- جامع السّعادات : ج 2، ص 265.
5- بحارالا نوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شيخ مفيد.


  

[ یکشنبه دهم شهریور 1392 ] [ 11:58 ] [ آشنا ]
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت:
چطوری سیبیلو؟
دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد:
وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی
من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !
[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 17:30 ] [ آشنا ]

روزی شاگردی پیش استادش میرود ومیگوید یک سوال داشتم استاد میگه بپرس .

شاگرد گفت چه کار کنم که خواب امام زمان {عج} را ببینم .

استاد گفت شب غذا ی شور بخور اب هم نخور و بخواب.

شاگرد به دستور استاد عمل کرد و فردا برگشت .

شاگرد به استاد گفت دیشب مدام خواب اب میدیدم

خواب دیدم بر لب چاهی دارم اب مینوشم .کنار نهر ابی در حال اب خوردن هستم .

سپس استاد به شاگرد گفت تشنه ی اب بودی خواب اب دیدی

تشنه ی امام {عج} بشو تا خواب امام زمان{عج} را ببینی .

[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 8:48 ] [ آشنا ]
[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 8:43 ] [ آشنا ]

جمله ای از پیامبر اسلام بر روی آب معدنی های استرالیا:
هیچوقت آب رو هدر نده
حتی اگه کنار یک نهر جاری از آب بودی
Do not Waste Water
Even if you wear at...
A Runnig Sream

PROPHET MUHAMMADSee

[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 8:42 ] [ آشنا ]
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس

پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک

کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان

نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش را

عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد

پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ

آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو

راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد

چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از

رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا اونمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان

در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا

همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم

شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن،

خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین

خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من

سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

[ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 ] [ 17:23 ] [ آشنا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب